<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>رفتار حرکتی</title>
    <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/</link>
    <description>رفتار حرکتی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تأثیر تحریک الکتریکی فراجمجمه‌ای بر شبکه‌های توجه و اجرای پرتاب آزاد بسکتبال</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_4133.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی تأثیر تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه&amp;amp;shy;ای (tDCS) بر شبکه‌های توجه و اجرای پرتاب آزاد بسکتبال با ویلچر انجام شد. روش پژوهش از نوع نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون همراه با گروه کنترل بود. تعداد 20 ورزشکار بسکتبال با ویلچر مرد عضو باشگاه‌های سطح کشور در دو گروه 10 نفره تجربی و کنترل (شم) به صورت تصادفی قرار گرفتند. در این پژوهش تأثیر چهار جلسه (چهار روز متوالی) تحریک tDCS بر قشر خلفی-جانبی پیش&amp;amp;shy;پیشانی چپ بر کارایی شبکه‌های توجه شامل سه مؤلفه هشدار، جهت‌یابی و کنترل اجرایی ارزیابی‌شده توسط آزمون شبکه توجه (ANT)&amp;amp;nbsp; و نیز پرتاب آزاد بسکتبال بررسی شد. داده&amp;amp;shy;ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس مرکب تحلیل شد. نتایج نشان داد که از بین سه مؤلفه بررسی‌شده در شبکه توجه، مؤلفه&amp;amp;shy;های هشدار و کنترل اجرایی، گروه تجربی در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معنادار بین قبل و بعد از تحریک فراجمجمه&amp;amp;shy;ای داشت. همچنین تفاوت معنادار در نتایج حاصل از بیست پرتاب آزاد بین دو گروه تجربی و کنترل مشاهده شد که نشان‌دهنده تأثیر تحریک tDCS بر اجرای مهارت پرتاب آزاد در ورزشکاران بسکتبال با ویلچر بود؛ بنابراین استفاده از این روش به‌عنوان یک روش غیرتهاجمی و بدون نیاز به صرف زمان زیاد و در زمان&amp;amp;shy;های فراغت و حتی استراحت ورزشکاران می&amp;amp;shy;تواند با هدف بهبود توجه و بهبود عملکرد ورزشی در ورزشکاران بسکتبال با ویلچر به کار رود. </description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر تمرینات شناختی بر دقت عملکرد ورزشکاران نخبه در تیراندازی با تپانچه</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_3179.html</link>
      <description>هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر تمرینات شناختی بر دقت عملکرد ورزشکاران نخبه تیراندازی با تپانچه بود. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات نیمه تجربی (پیش آزمون- پس آزمون با دو گروه تمرین شناختی و کنترل) بود. تعداد نمونه تحقیق 40 نفر بود که مطابق با نظر مربی حرفه ای تیراندازی انتخاب شدند. تکلیف شرکت کنندگان، تیراندازی با تپانچه با فاصله 10 متر بود. ابزار مورد استفاده در تحقیق شامل، تکلیف استروپ، زمان واکنش انتخابی، قانون فیتز، تکلیف فلانکر اریکسون، تکلیف برو-نرو-برو، تکلیف بلک کورسی، تکلیف ساعت مک وورث، تکلیف جستجو بینایی، تکلیف سایمون و تکلیف کوئینک/ پونسر بود. آزمودنی ها ابتدا در پیش آزمون تعداد 60 کوشش را اجرا کردند. سپس گروه تجربی به مداخله تمرینات شناختی خود به مدت 6 هفته، سه بار در هفته به مدت 40 دقیقه پرداخت. گروه کنترل نیز تمرینات عادی روزانه خود را انجام دادند. بعد از تکمیل مدخلات پس آزمون و آزمون پیگیری دو ماهه در 60 کوشش اجرا شد. نتایج این تحقیق نشان داد که گروه تمرینات شناختی نسبت به گروه کنترل هم در مرحله پس آزمون و هم در آزمون پیگیری نمرات بالاتری را نسبت به گروه کنترل کسب کردند. با توجه به نتایج پژوهش می‌توان در محیط‌های ورزشی و حتی نظامی از این نوع تکالیف که در اجرای آنها کارکردهای شناختی نقش دارد برای بهبود کمی و کیفی تیراندازی و سایر عملکردهای مشابه بهره برد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر اسب‌درمانی بر شاخص‌های اجتماعی، ارتباطی و رفتارهای کلیشه‌ای کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_4376.html</link>
      <description>کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم طیفی از اختلالات اجتماعی، شناختی و رفتاری را نشان می‌دهند. براساس تحقیقات، اسب‌درمانی می‌تواند نقش مؤثری در آموزش‌پذیری این دسته از کودکان داشته باشد. هدف مطالعه حاضر بررسی تأثیر اسب‌درمانی بر شاخص‌های اجتماعی، ارتباطی و رفتارهای کلیشه‌ای کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم بود. پژوهش حاضر با مشارکت 24 کودک 9 تا 12 سال مبتلا به اختلال طیف اوتیسم به صورت پیش‌آزمون-پس‌آزمون در دو گروه آزمایش و کنترل انجام شد. شرکت‌کنندگان گروه آزمایش 16 جلسه اسب‌درمانی دریافت کردند. برای بررسی متغیر وابسته از پرسشنامه گارز-2 (2006) استفاده شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS نسخه 27 و روش آزمون آنالیز واریانس با اندازه‌های تکراری انجام شد. &#13;
نتایج تحقیق نشان داد که تمرین اسب‌درمانی بر ارتباط اجتماعی گروه آزمایش تأثیر معناداری داشت و سبب بهبود نمرات این گروه شد (02/0=P). در متغیرهای رفتار کلیشه‌ای (66/0=P) و تعامل اجتماعی (18/0=P) تفاوت آماری معناداری وجود نداشت. نتایج نشان داد که اسب‌درمانی بر ارتباط اجتماعی کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم مؤثر است؛ بنابراین اسب‌درمانی می‌تواند به‌عنوان درمانی مؤثر در کنار درمان‌های بالینی مرسوم برای کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم به کار رود.&#13;
&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر تغییرات انگیزشی و تمرینات بینایی بر مهارت‌های بینایی، موج آلفا و یادگیری مهارت گلف</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_3475.html</link>
      <description>انگیزش باعث می‌شود انسان‌ها با افزایش توجه، تسهیل حرکات بدنی سریع‌تر و تقویت رفتارهایی که منجر به دستیابی به هدف می‌شود، به اهداف مورد نظر خود دست یابند. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر تغییرات انگیزشی و تمرینات بینایی بر مهارت-های بینایی، موج آلفا و یادگیری مهارت گلف بود. 60 دانشجوی دختر با میانگین (سن 3/2&amp;amp;plusmn;2/22) سال در یک طرح تحقیق نیمه تجربی حاوی پیش‌آزمون و پس‌آزمون شرکت کردند. آزمودنی‌ها پس از اجرای پیش‌آزمون به طور تصادفی در گروه‌های آزمایش و کنترل قرار گرفتند. جهت مداخله در گروه‌های آزمایشی از مداخلات رفتاری محیط حامی نیاز و تمرینات بینایی ریون و گیبور استفاده شد. قبل و بعد از برنامه تمرینی، آزمون‌های بینایی (حرکات ساکادی، هماهنگی چشم - دست و بینایی پیرامونی) از آزمودنی‌ها به عمل آمد. موج آلفا با استفاده از دستگاه نوروفیدبک دو کاناله ثبت شد. عملکرد شرکت‌کنندگان نیز به صورت خطای شعاعی ضربات پات گلف ثبت شد. داده‌ها با استفاده از تحلیل کواریانس چند متغیره تحلیل شدند. نتایج نشان داد بین چهار گروه در نمرات پس‌آزمون مهارت‌های بینایی، آلفا و عملکرد تفاوت معناداری وجود داشت (05/0&amp;amp;lt; p). نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی بیانگر اثربخشی بهتر و بیشتر مداخلات رفتاری حامی نیاز به همراه تمرینات بینایی بر مهارت‌های بینایی، موج آلفا و عملکرد گلف بود. یافته‌های اخیر از ادبیات پژوهشی در این زمینه حمایت می‌کند که انگیزش ناشی از محیط حامی- ‌نیاز از طریق رضایت از نیازهای اساسی روان‌شناختی به همراه تمرینات بینایی با محدود کردن دامنه توجه بر پردازش بینایی و تمرکز توجه به محرک‌های بینایی مؤثر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه تمرین جسمانی و ذهنی یک تکلیف حرکتی با توجه به نوع تمرین (&amp;shy;کم&amp;shy;خطا &amp;ndash; پر&amp;shy;خطا)</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_4799.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر، مقایسه تمرین جسمانی و ذهنی با توجه به نوع تمرین (کم&amp;amp;shy;خطا و پر&amp;amp;shy;خطا) بر اجرا و یادگیری ضربه شوت فوتسال بود؛ بر این اساس، 75 دانشجوی دختر غیرتربیت بدنی 22 تا 25 سال به صورت دردسترس انتخاب شده و به طور تصادفی در پنج گروه 15 نفره تقسیم شدند. برای ارزیابی توانایی تصویرسازی گروه‌های ذهنی، پرسشنامه تصویرسازی حرکتی VMIQ-2 به کار گرفته شد. در مرحله پیش‌آزمون، عملکرد شرکت‌کنندگان از فاصله 5/3 متری ارزیابی شد. در مرحله اکتساب، گروه‌های آزمایشی براساس نوع تمرین، ۸۰ کوشش انجام دادند؛ در حالی که گروه کنترل صرفاً یک تمرین رایانه‌ای غیرمرتبط را دنبال کردند. سپس مرحله پس‌آزمون، مشابه با پیش&amp;amp;shy;آزمون اجرا شد. همچنین 48 ساعت بعد آزمون&amp;amp;shy;های یادداری (فاصله شش متری)، انتقال فاصله‌ای (فاصله 5/6 متر)، انتقال ثانویه (هم‌زمان با شمارش تعداد تون‌های مترونوم از فاصله شش متری) اجرا شد. نتایج نشان داد، در تمام مراحل، عملکرد شوت در گروه جسمانی کم&amp;amp;shy;خطا در مقایسه با گروه جسمانی پرخطا و همچنین در گروه ذهنی کم&amp;amp;shy;خطا نسبت به گروه ذهنی پرخطا به طور معناداری بهتر بود، (05/0&amp;amp;gt;P)؛ بنابراین گروه‌های کم‌خطا (جسمانی و ذهنی) عملکرد بهتری نسبت به گروه‌های پرخطا داشتند. ازآنجاکه الگوی تفاوت میان گروه‌های جسمانی در گروه‌های ذهنی نیز تکرار شد، استنباط می&amp;amp;shy;شود که ظاهراً دو نوع تمرین جسمانی و ذهنی فرایندها و مکانیسم&amp;amp;shy;های زیربنایی مشابهی را درگیر می&amp;amp;shy;کنند؛ بر این اساس، استفاده از تمرین‌های کم‌خطا در آموزش مهارت شوت فوتسال توصیه می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه رفتار پیش بینی و جستجوی بینایی سرویس بلند بین بازیکنان ماهر و غیر ماهر بدمینتون</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_3477.html</link>
      <description>رفتار پیش‌بینی بهینه می‌تواند تابع عواملی از جمله انتخاب مطلوب اطلاعات بینایی باشد. بنابراین هدف از انجام پژوهش حاضر، مقایسه رفتار پیش‌بینی و جستجوی بینایی سرویس بلند بین بازیکنان ماهر و غیرماهر بدمینتون بود. شرکت-کنندگان در این پژوهش، 22 نفر زن با دامنه سنی 30- 20 سال (M=23.59) در دو گروه ماهر (10 نفر) و غیرماهر (12 نفر) بودند. شرکت‌کنندگان 18 کلیپ از سرویس‌های بلند در موقعیت‌های متفاوت را مشاهده کرده و در مدت کمتر از 3 ثانیه محل فرود توپ را پیش‌بینی کردند. رفتار جستجوی بینایی (تعداد، مدت و موقعیت تثبیت‌ها) بازیکنان ماهر و غیرماهر با استفاده از دستگاه ردیاب بینایی ارزیابی شد. به منظور بررسی طبیعی بودن داده‌ها از آزمون شاپیرو- ویلک و جهت مقایسه داده‌ها از آزمون تی مستقل استفاده شد. نتایج نشان داد که اختلاف معناداری در صحت پیش‌بینی بین دو گروه وجود داشت (p=0.02). همچنین در بررسی رفتارهای جستجوی بینایی تفاوت معناداری در تعداد و موقعیت تثبیت‌ها روی راکت بین دو گروه مشاهده شد (p=0.02). این در حالی است که در ارتباط با مدت و تعداد تثبیت‌ها روی موقعیت مچ، توپ و سایر موقعیت‌ها تفاوت معناداری یافت نشد (p&amp;amp;gt;0.05). به‌طور کلی می‌توان بیان کرد که بازیکنان ماهر الگوی بینایی متفاوتی نسبت به بازیکنان غیرماهر دنبال می‌کنند که آنها را قادر به استفاده از سرنخ‌های اطلاعاتی مهم (راکت) می‌سازد. این یافته‌ها می‌تواند عامل بسیار مهمی در تسهیل روند یادگیری و آموزش مهارت‌ بدمینتون باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تصویرسازی حرکتی پویا (dMI) نوع جدیدتر از تصویرسازی حرکتی و تأثیر آن بر تناسب زمانی، یادگیری و عملکرد دریبل فوتبال</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_4678.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر تصویرسازی حرکتی پویا (dMI) به‌عنوان رویکردی نوین در تمرینات ذهنی بر سه مؤلفه کلیدی یادگیری، عملکرد و تناسب زمانی مهارت دریبل فوتبال طراحی شد. در این مطالعه تجربی، ۴۵ ورزشکار آماتور مرد، در بازه سنی ۱۸ تا ۲۰ سال و با سابقه فعالیت ورزشی مشابه، به ‌صورت تصادفی به سه گروه تمرین جسمانی، تصویرسازی حرکتی ایستا (sMI) و تصویرسازی حرکتی پویا (dMI) تقسیم شدند. پس از اجرای پیش‌آزمون دریبل، شرکت‌کنندگان به مدت سه هفته و در چهار جلسه تمرینی در هفته، تمرینات اختصاصی گروه خود را انجام دادند. ارزیابی عملکرد شامل ثبت زمان اجرای واقعی، تصویرسازی ذهنی، موفقیت در اجرای دریبل و نمره‌دهی مربیان به کیفیت اجرا بود. نتایج تحلیل‌های آماری با استفاده از آزمون‌های آنوا و بونفرونی نشان داد، گروه‌های sMI و dMI به‌ طور معناداری عملکرد بهتری نسبت به گروه تمرین جسمانی در پس‌آزمون و آزمون یادداری داشتند (05/0&amp;amp;gt;P). همچنین گروه dMI با ثبت نتایج بهتر از نظر تناسب زمانی و نمرات کیفیت فنی، نسبت به sMI برتری نسبی نشان داد. یافته‌ها از این فرضیه حمایت می‌کند که ترکیب تصویرسازی ذهنی با حرکات بدنی جزئی در &amp;amp;nbsp;dMI موجب تقویت پیوندهای شناختی&amp;amp;ndash;حرکتی، بهبود دقت زمانی در بازنمایی ذهنی و ارتقای اثربخشی یادگیری مهارت‌های حرکتی می‌شود. این مطالعه نشان می‌دهد، dMI می‌تواند به‌عنوان روشی مکمل و مؤثر در برنامه‌های تمرینی ورزشی، به‌ویژه در شرایط محدودیت جسمانی یا برای تقویت عملکرد ذهنی&amp;amp;ndash;حرکتی ورزشکاران به کار رود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر تمرینات ایروبیک در آب و خشکی بر تحریک پذیری حسی بیماران دیابتی نوع2</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_3691.html</link>
      <description>نوروپاتی محیطی مهمترین عامل مستعدکننده بروز ضایعات پا و قطع عضو در دیابت است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر تمرینات ایروبیک در آب و خشکی بر تحریک پذیری حسی کف دست و کف پای بیماران دیابتی نوع دو بود. 24 شرکت کننده بصورت تصادفی در سه گروه هشت نفری (کنترل، ایروبیک در خشکی و ایروبیک در آب) قرار گرفتند. پروتکل تمرینی در12 هفته و مجموع 24 جلسه تمرین 60 دقیقه‌ای، بصورت پیشرونده انجام شد. قبل و بعد از دوره تمرینی شاخص های تحریکی نقاط مشخص کف دست و کف پای بیماران بوسیله دستگاه نروتزیومتر اندازه‌گیری و ثبت شد. جهت تحلیل داده‌ها از آزمون مانکوا و تی وابسته استفاده شد. نتایج آزمون مانکوا برای مقایسه-های بین گروهی در پس آزمون، اختلاف معنی‌داری در هیچ یک از متغیرهای تحریک پذیری در کف پا و دست بین گروه‌ها نشان نداد (05/0&amp;amp;le;P). نتایج مقایسه‌های درون‌گروهی با استفاده از آزمون تی وابسته نشان داد تمرینات ایروبیک در آب تأثیر معنی‌داری در نمرات تحریک‌پذیری حسی کف دست و کف پای بیماران دیابتی دارد (05/0&amp;amp;ge;P). با این وجود، این تأثیر معنی‌دار فقط در نمرات کف پای گروه تمرین ایروبیک در خشکی دیده شد (05/0&amp;amp;ge;P)؛ هم‌چنین گروه کنترل تفاوت معنی‌داری در هیچ یک از متغیرها از پیش تا پس آزمون نشان نداد (05/0&amp;amp;le;P). بنابراین، تمرینات ایروبیک در آب به علت ایجاد فشارهای هیدرواستاتیک، می‌تواند اثرگذاری بیشتری نسبت به ایروبیک در خشکی بر روی گیرنده‌های عصبی پایانی کف دست و کف پای بیماران دیابتی داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تغییرات عملکرد حرکتی اندام فوقانی و کارکردهای شناختی سالمندان پس از انجام تمرینات هماهنگی-شناختی: آثار اجرای تمرینات لایف کینتیک</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_4823.html</link>
      <description>هدف: کاهش فعالیت‌ روزمره سالمندان باعث تغییرات کاهنده در عملکرد حرکتی اندام‌های فوقانی می‌شود که وابستگی افراد به دیگران را افزایش می‌دهد. لذا هدف این پژوهش بررسی تأثیر تمرینات هماهنگی-شناختی لایف کینتیک بر عملکرد حرکتی اندام فوقانی و کارکردهای شناختی سالمندان بود. مواد و روش ها: تحقیق از نوع نیمه تجربی بود که بر روی 30 زن سالمند انجام شد. افراد به طور هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه تمرینات تجربی و کنترل تقسیم شدند. دوره تمرینی 12 هفته به طول انجامید و از افراد پیش آزمون و پس آزمون گرفته شد. دینامومتر، آزمون پگ بورد، انگشت و بینی، پایداری بازو و برج لندن، به ترتیب جهت اندازه گیری قدرت گرفتن، چالاکی دستی، هماهنگی، ثبات بازو و کارکردهای اجرایی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آنالیز واریانس با اندازه‌های تکراری (2&amp;amp;times;2) انجام شد.یافته‌ها: نتایج تحقیق نشان داد اثر متقابل زمان در گروه بر امتیاز قدرت عضلانی، چالاکی، ثبات بازو، هماهنگی حرکتی و کارکردهای اجرایی معنادار مشاهده شد. نتایج آزمون تعقیبی نشان داد در مقایسه درون گروهی، میانگین امتیاز در گروه تجربی بعد از انجام تمرینات بطور معناداری بهتر از قبل تمرین بود و در بررسی بین گروهی عملکرد در گروه تجربی به‌طور معناداری بهتر از گروه کنترل بوده است. نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد تمرینات لایف کینتیک بتوانند به‌عنوان یک شیوه تمرینی ساده و قابل اجرا با ترکیب فعالیت‌های حرکتی هماهنگ و چالش‌های شناختی، جهت بهبود عملکرد حرکتی اندام فوقانی و کارکردهای اجرایی در سالمندان استفاده شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر کانون توجه بر فعالیت الکترومیوگرافی عضلات اندام تحتانی افراد سالمند هنگام راه رفتن ...</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_4280.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر بررسی اثرکانون توجه برفعالیت الکترومیوگرافی عضلات اندام تحتانی سالمندان صورت گرفت. پژوهش حاضر نیمه‌تجربی است. تعداد ده نفر از سالمندان بصورت در دسترس انتخاب شدند. با استفاده از دستگاه الکترومیوگرافی USB2+، فعالیت الکتریکی عضلات راست رانی، دوسر رانی و ساقی قدامی سمت راست و چپ بدن هنگام راه رفتن بدون دستورالعمل توجهی، راه رفتن در شرایط توجه درونی و بیرونی اندازه گیری شدند. سیگنالهای بدست آمده با استفاده از نرم‌افزار OT Biolab پردازش گردید. از آنالیز واریانس با اندازه‌های مکرر و نرم‌افزار SPSS.23 برای تحلیل آماری استفاده شد. نتایج نشان داد هنگام راه رفتن با توجه درونی، فعالیت عضلانی سالمندان بیشتر از راه رفتن با توجه بیرونی و بدون دستوالعمل توجهی بود (05/0&amp;amp;gt;P). الگوی تغییر شدت فعالیت الکتریکی عضلات مختلف در دستورالعمل های مختلف مشابه بود و بین عامل دستورالعمل و عضله تاثیر متقابل معنی-داری مشاهده نگردید (06/0=P). هنگام راه رفتن، در هر سه دستورالعمل، بیشترین فعالیت عضلانی مربوط به عضله راست رانی و کمترین فعالیت مربوط به عضله دوسررانی بود. براساس نتایج به دست آمده هنگام راه رفتن، شدت فعالیت همسان‌سازی شده عضلات سالمندان در دستورالعمل‌های عادی و توجه بیرونی کمتر از توجه درونی بود. فعالیت الکتریکی کمتر هنگام دستورالعمل توجه بیرونی به اقتصادی‌تر شدن حرکت و بهبود کارایی عصبی عضلانی نسبت داده می‌شود. با توجه به اینکه کانون توجه بیرونی نسبت به کانون توجه درونی باعث خودکاری بیشتر حرکت و صرف انرژی کمتر می‌شود لذا برای افزایش هماهنگی درون عضلانی و کارایی در افراد سالمند راهبرد استفاده از دستورالعمل توجه بیرونی بجای درونی توصیه می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر فعال‌سازی کلیشه‌های سنی بر تعادل عملکردی سالمندان: نقش میانجی منابع کنترل شناختی</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_5011.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر فعال‌سازی کلیشه‌های سنی مثبت و منفی بر تعادل عملکردی سالمندان و تبیین نقش میانجی منابع کنترل شناختی بود. با توجه به نقش تعیین‌کننده باورها و نگرش‌های مرتبط با سن در عملکردهای شناختی و حرکتی، این مطالعه تلاش کرد سازوکارهای شناختی نهفته در تغییرات حرکات عملکردی را روشن سازد. در این راستا، ۵۱ زن سالمند ۶۰ تا ۷۶ ساله به‌طور تصادفی در یکی از سه گروه کلیشه مثبت، کلیشه منفی یا گواه گمارده شدند. تعادل عملکردی با استفاده از الگوی پیشرفته تمرین مربع گام‌برداری ارزیابی شد و منابع کنترل شناختی نیز با آزمون استروپ سنجیده شد. کلیشه‌های سنی از طریق ارائه گزاره‌هایی معتبر درباره قابلیت‌های عملکردی سالمندان به‌صورت آشکار فعال‌سازی شدند. تحلیل واریانس مختلط نشان داد کلیشه‌های منفی تعادل عملکردی را کاهش داده و زمان واکنش در آزمون استروپ را افزایش می‌دهند؛ امری که بیانگر کاهش منابع شناختی و افزایش بار پردازشی است. کلیشه‌های مثبت موجب بهبود شاخص‌های تعادل و پردازش شناختی شدند. افزون‌براین، نتایج تحلیل میانجی‌ نشان داد که زمان واکنش استروپ مسیر اثر کلیشه‌های مثبت و منفی بر عملکرد تعادلی را میانجی‌گری کرد؛ به‌طوری که تغییرات در کنترل شناختی موجب تضعیف یا تقویت عملکرد حرکتی می‌شود. این یافته‌ها نشان می‌دهد کلیشه‌های سنی با تأثیرگذاری بر منابع خودتنظیمی می‌توانند بر تعادل عملکردی سالمندان اثرگذار باشند. در مجموع، نتایج بر اهمیت توجه به باورهای مرتبط با سالمندی در تمرینات حرکتی عملکردی، برنامه‌های توان‌بخشی و مداخلات شناختی‌حرکتی تأکید می‌کند و نشان می‌دهد تقویت نگرش‌های مثبت نسبت به فرایند سالمندی می‌تواند توانایی‌های عملکردی سالمندان را ارتقا دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر محیط حامی- نیاز بر نیازهای اساسی روانشناختی، جهت‌گیری انگیزشی، بهزیستی و یادگیری حرکتی در دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی آموزش‌پذیر</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_4377.html</link>
      <description>این مطالعه با هدف بررسی تأثیر محیط حامی- نیاز بر نیازهای اساسی روانشناختی، جهت‌گیری انگیزشی، بهزیستی و یادگیری مهارت حرکتی ظریف در دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی آموزش‌پذیر انجام گرفت. این مطالعه از نوع نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری را دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی آموزش‌پذیر شهرستان مریوان تشکیل دادند. کل جامعه در دسترس که 77 نفر بود (40 دختر و 37 پسر، میانگین سنی50/1 &amp;amp;plusmn; 01/13 سال)، وارد مطالعه شدند و تصادفی در دو گروه تجربی (گروه مداخله حامی- نیاز و گروه سنتی رایج) و یک گروه کنترل قرار گرفتند. گروه‌های تجربی به مدت 8 جلسه و هر جلسه 4 بلوک 10 کوششی به تمرین پرتاب دارت پرداختند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌های نیازهای اساسی روانشناختی چن و همکاران (2015)، تنظیمات انگیزشی رایان و کانل (1989)، مقیاس بهزیستی داینر و امونز (1984) و اجرای تکلیف معیار شامل 20 پرتاب دارت استفاده شد. داده‌ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره و تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر در سطح معناداری 05/0 تحلیل شد. نتایج نشان داد که محیط حامی- نیاز موجب کاهش سرخوردگی از استقلال و افزایش رضایت از وابستگی، انگیزش درونی، تنظیم همانندسازی‌شده و عملکرد پرتاب دارت در مراحل یادداری و انتقال شده است (P&amp;amp;lt; 0.01). اما در مؤلفه‌های بهزیستی تفاوت معناداری بین گروه‌ها مشاهده نشد (P&amp;amp;gt; 0.05). با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش، به نظر می‌رسد رفتارهای آموزشی حامی- نیاز معلمان در کلاس-های تربیت بدنی، در مقایسه با آموزش مرسوم، پیامدهای عملی مثبتی برای دانش‌آموزان با اختلال کم‌توان ذهنی آموزش‌پذیر دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه اثر دو نوع برنامه تمرینی بدنی ویژه و ادراکی- حرکتی بر مهارت های حرکتی درشت و ظریف و برخی متغیرهای فضایی راه رفتن در کودکان مبتلا به فلج مغزی</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_4510.html</link>
      <description>هدف از این پژوهش مقایسه تاثیر تمرین‌های بدنی ویژه و تمرینات ادراکی-حرکتی بر برخی متغیرهای فضایی راه رفتن (طول گام، طول قدم و عرض گام) و مهارت‌های حرکتی درشت و ظریف کودکان مبتلا به فلج مغزی بود. تحقیق حاضر به روش نیمه‌تجربی بود که بر روی کودکان فلج مغزی شهر تبریز انجام شد. به این منظور 30 نفر از کودکان فلج مغزی به طور تصادفی در سه گروه شامل (تمرین بدنی ویژه، تمرین ادراکی-حرکتی و کنترل) قرار گرفتند. برای اندازه‌گیری تعادل از آزمون تعادلY، برای سنجش مهارت‌های حرکتی ظریف از آزمون Purdue Pegboard و برای سنجش گام‌برداری از دوربین (50 هرتز) و نرم‌افزار کینوا استفاده شد. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS و روشهای تحلیل آماری تی همبسته، کوواریانس و ANOVA یک‌راهه در سطح معنی‌داری 05/0P&amp;amp;le; استفاده شد. نتایج آزمون ANOVA نشان داد در پیش آزمون بین میزان مهارت‌های حرکتی ظریف و درشت و فاکتورهای گام‌برداری سه گروه تفاوت معنی‌داری وجود نداشت (05/0P&amp;amp;ge;). نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد در پس آزمون میزان مهارت‌های حرکتی ظریف و درشت و فاکتورهای گام‌ برداری در بین گروه‌های مورد مطالعه بهبودی معنی‌داری داشت (05/0P&amp;amp;le;). اثر تمرینات ادراکی-حرکتی بر مهارت‌های حرکتی ظریف بیشتر از تمرینات بدنی بود (005/0=P) و برعکس اثر تمرینات بدنی بر مهارتهای حرکتی درشت و فاکتورهای گام برداری بیشتر از تمرینات ادراکی حرکتی بود (05/0=P). بنابراین توصیه می‌شود در توانبخشی و طراحی برنامه تمرینی برای افراد فلج مغزی، جهت کسب بهترین نتیجه، به ترکیبی از هر دو روش تمرین بدنی و ادراکی-حرکتی تاکید شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر بخشی آموزش تنیس روی میز با کمک محرک های بینایی و شنوایی بر عدم تقارن آلفا و بتا در مناطق گیجگاهی و پس سری</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_4521.html</link>
      <description>هدف بررسی عدم تقارن محرک های دیداری و شنیداری درمغز با الکتروانسفالوگرافی در فورهند تنیس روی میز بود. طرح تحقیق، درون گروهی و شیوه تحقیق نیمه تجربی و شرکت کننده ها 16 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه تهران(6&amp;amp;plusmn;23 سال) که راست دست بودند، در دسترس انتخاب شدند. آزمودنی ها فیلم فورهند تنیس روی میز فرد ماهر را مشاهده کردند و به عنوان پیش آزمون اجرا کردند. افراد تصادفی در محرک دیداری و محرک شنیداری قرار گرفتند و فعالیت الکتروانسفالوگرافی در مناطق مرتبط (O1-O2-T7-T8) در امواج آلفا و بتا به صورت همزمان و در شرایط استراحت قبل و بعد ثبت شد. پس آزمون عملکرد فورهند گرفته شد. شاخص عدم تقارن از طریق اندازه گیری چپ- راست (منطقه بینایی و شنوایی) تقسیم بر اندازه گیری چپ + راست (منطقه بینایی و شنوایی) بدست آمد. نتایج واریانس سه راهه درون گروهی 4 (شرایط) در 2(مناطق مغزی) در 2 (باند) نشان داد که منطقه شنوایی عدم تقارن بیشتری نسبت به منطقه بینایی داشت (001/0= P). در استراحت اول، بتا عدم تقارن بیشتری نسبت به آلفا داشت (02/0= P). در منطقه بینایی و آلفا، عدم تقارن در محرک شنیداری بیشتر از استراحت اول بود (032/0= P). علاوه بر این، هم در استراحت اول (003/0= P) و هم در محرک دیداری (023/0= P) عدم تقارن در بتا بیشتر از آلفا بود. تحقیق نشان داد تاثیر محرک شنیداری در این رشته میتواند عملکرد نورون های مغزی را افزایش دهد و در نهایت منجر به درگیری بیشتر بخش های مرتبط با اجرای ورزشی یا حتی یادگیری می شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر تصویرسازی شنیداری مبتنی بر سانیفیکیشن بر عملکرد و یادگیری سرویس بلند بدمینتون: مطالعه نقش توانایی تصویرسازی جنبشی</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_4604.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر تعیین تاثیر تصویرسازی بینایی شنوایی بر عملکرد در شرایط توانایی تصویرسازی جنبشی بالا و پایین بود. شرکت کنندگان ۴۲ دانشجوی مبتدی بودند که با ارزیابی توانایی تصویرسازی بینایی، شنوایی و جنبشی در چهار گروه بینایی-توانایی تصویرسازی جنبشی پایین، بینایی-توانایی تصویرسازی جنبشی بالا، بینایی شنوایی-توانایی تصویرسازی جنبشی پایین، بینایی شنوایی- توانایی تصویرسازی جنبشی بالا قرار گرفتند. برای ایجاد الگوی بینایی شنوایی سرعت زاویه‌ای مفصل شانه فرد ماهر در سرویس بلند بدمینتون به صدا تبدیل و بر الگوی بینایی منطبق گردید. شرکت کنندگان در چهار جلسه تمرینی ۴۰ کوششی شرکت و بعد از ۴۸ ساعت آزمون یادداری و انتقال گرفته شد. برای ثبت دقت اجرا سرویس بدمینتون، از آزمون استاندارد اسکات و فاکس استفاده شد. از تحلیل واریانس عاملی برای مقایسه گروه ها در مراحل آزمون استفاده گردید. نتایج نشان داد عملکرد گروه بینایی شنوایی- توانایی تصویرسازی جنبشی بالا بهتر از سایر گروه ها بود. همچنین عملکرد گروه‌های تصویرسازی بینایی شنوایی نسبت به گروه‌های بینایی به ویژه گروه بینایی- توانایی تصویرسازی جنبشی پایین در جلسات اکتساب(F=3/3, df=3, P=0/031)،آزمون‌های یادداری(F=10/385, df=3, P=0/001)و انتقال(F=21/27, df=3, P=0/001) بهتر بود. این پژوهش نشان داد استفاده از تصویرسازی بینایی شنوایی مبتنی بر سانیفیکیشن حرکت منجر به توسعه بیشتر مهارت نسبت به تصویرسازی بینایی در ترکیب با تمرین بدنی شده است. از آنجایی که توانایی تصویرسازی جنبشی توانایی فرد در مهارت تصویرسازی است به نحوی که حس حرکت را ایجاد کند و از سوی دیگر این حس حرکت در شرایط بینایی شنوایی وجود دارد، با ایجاد یک هم افزایی منجر به توسعه عملکرد شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر افزایش توده بدن در شرایط متغیر بینایی و سطح اتکا بر ثبات قامت ایستای مردان با وزن طبیعی در مقایسه با افراد چاق</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_4607.html</link>
      <description>افزایش توده بدن در افراد با وزن طبیعی منجر به افزایش نوسانات قامت و کاهش تعادل می شود. هدف این پژوهش آن است که اثرات افزایش توده بدن بر ثبات قامت مردان دارای وزن طبیعی تحت شرایط سه سطح اتکا و دو وضعیت بینایی با مردان چاق مقایسه شود. بدین منظور از بین معلمان مرد و داوطلب، 15 نفر با وزن طبیعی و 15 نفر چاق انتخاب شده و به توده بدن گروه دارای وزن طبیعی تا رسیدن به میانگین شاخص توده بدنی گروه چاق، از طریق بارگذاری وزنه افزوده شد. نتایج حاصل از تحلیل واریانس برای داده های تکراری نشان داد که تفاوت میانگین حجم نوسانات قامت گروه وزن طبیعی بعد از افزایش توده بدن با گروه چاق معنی دار بود (05/0&amp;amp;gt;P). همچنین میانگین حجم نوسانات قامت گروه وزن طبیعی پیش و پس از افزایش توده بدن معنی دار نبود (05/0&amp;amp;gt;P). بنابراین می توان نتیجه گرفت که مردان با وزن طبیعی با افزایش توده بدنی و تحت شرایط عدم دسترسی به بینایی و کاهش سطح اتکا دچار اختلال قابل ملاحظه در تعادل نمی‌شوند. از اینرو افزایش توده بدن اثری بر پویایی تند ثبات قامت ایستا ندارد. همچنین گروه وزن طبیعی در قیاس با گروه چاق از سطح تعادل بالاتری برخوردار هستند که نشان‌دهنده عدم تأثیر افزایش توده بدن بر پویایی کُند ثبات قامت حالت ایستا می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ویژگی‌های روان سنجی نسخه فارسی پرسشنامه ارزیابی فراهم‌سازها برای رفتار حرکتی در کودکان دبستانی</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_4856.html</link>
      <description>هدف از پژوهش حاضر، بررسی روان‌سنجی نسخه فارسی پرسشنامه ارزیابی فراهم‌سازها برای رفتار حرکتی در کودکان دبستانی (AMBS) بود. این مطالعه از نوع توصیفی-توسعه‌ای بود که روی 247 دانش‌آموز 7 تا 10 ساله شهر یزد (167 دختر و 80 پسر) انجام شد. ابزار پژوهش، پرسشنامه AMBS بود که از طریق روش ترجمه استاندارد IQOLA به فارسی برگردانده شد. روایی صوری، محتوایی (CVR و CVI) و سازه (تحلیل عاملی تأییدی) و پایایی (بازآزمایی و همسانی درونی با آلفای کرونباخ) پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفت. شاخص روایی محتوای کل پرسشنامه 90/0 به دست آمد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی، ساختار سه‌عاملی پرسشنامه (خانه، وسایل و مدرسه) را تأیید کرد (&amp;amp;chi;&amp;amp;sup2;/df=2/44، RMSEA=0/077، GFI=0/955، CFI=0/927). پایایی بازآزمایی با فاصله دو هفته برای کل پرسشنامه 0.72 و برای خرده مقیاس‌های خانه، وسایل و مدرسه به ترتیب 0.68، 0.79 و 0.66 بود. ضریب آلفای کرونباخ کل پرسشنامه 0.71 محاسبه شد. همچنین بین نمرات دختران و پسران در مؤلفه‌های پرسشنامه تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتایج نشان داد که نسخه فارسی پرسشنامه AMBS از روایی و پایایی قابل قبولی در جامعه کودکان دبستانی ایران برخوردار است و می‌تواند به عنوان ابزاری معتبر برای سنجش فراهم‌سازهای محیطی مؤثر بر رشد حرکتی کودکان در پژوهش‌های آتی و فعالیت‌های مداخله‌ای مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر تمرین واقعیت مجازی بر فعالیت باند بالای آلفا قشر پیشانی در مهارت ضربه گلف : یک مطالعه الکتروانسفالوگرافی مکان یابی منبع در افراد مبتدی</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_4857.html</link>
      <description>یادگیری مهارت های حرکتی در واقعیت مجازی به دلیل کاربرد های گسترده آموزشی و توانبخشی اهمیت یافته است. اما سازکارهای نوروفیزیولوژیکی آن به طور کامل شناخته نشده است. این پژوهش تغییرات توان باند بالای آلفا(10-12هرتز) را حین اکتساب مهارت ضربه گلف در افراد مبتدی ارزیابی کرد. در این مطالعه نیمه تجربی،26 شرکت کننده (20تا25 سال) به طور تصادفی در دو گروه تمرین واقعیت مجازی و کنترل(هرکدام13 نفر) قرار گرفتند. فعالیت الکتریکی مغز در پیش آزمون و پس آزمون با EEG در حین اجرای ضربه گلف ثبت و با روش مکان یابی منبع در نواحی قشر پیش پیشانی خلفی- جانبی، پیش حرکتی مکمل، حرکتی مکمل و حرکتی اولیه تحلیل شدند. نتایج نشان داد که تمرین واقعیت مجازی باعث کاهش معنادار توان باند بالای آلفا در قشر پیش پیشانی خلفی- جانبی و پیش حرکتی مکمل شد(T= 1.84, p&amp;amp;lt;0.05). گروه کنترل هیج تغییری نشان نداد. ناهمزمانی ریتم آلفا در نواحی قدامی قشر پیشانی بیانگر درگیری شناختی و برنامه ریزی حرکتی بیشتر مبتدیان در واقعیت مجازی است. این الگوی عصبی احتمالا بازتاب کارایی تطبیقی مغز در برابر بار شناختی بالای واقعیت مجازی و تدوام پردازش آگاهانه در مراحل شناختی-تداعی یادگیری حرکتی است و بر ضرورت توجه به پیچیدگی ها تعامل انسان- واقعیت مجازی در طراحی مداخلات آموزشی تاکید می کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر تمرینات فرانکل همراه با دستکاری قیود تکلیف بر تعادل و کیفیت زندگی درسالمندان سالم 65 تا 75 سال</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_4868.html</link>
      <description>هدف: کاهش تعادل و کیفیت زندگی از چالش‌های اساسی سالمندی است. این پژوهش با هدف ارزیابی تأثیر تمرینات فرانکل با و بدون دستکاری قیود تکلیف بر بهبود تعادل و کیفیت زندگی، به منظور ارتقای عملکرد سالمندان انجام شد.مواد و روش‌ها: این مطالعه نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون&amp;amp;ndash;پس‌آزمون و گروه کنترل انجام شد. حجم نمونه با استفاده از نرم‌افزار G*Power تعیین شد. تعداد ۲۱ سالمند سالم از مرکز خدمات سالمندان وقت زندگی تهران به‌ صورت تصادفی در سه گروه ۷ نفره شامل تمرینات فرانکل با دستکاری قیود تکلیف، تمرینات فرانکل بدون دستکاری قیود تکلیف و کنترل تقسیم شدند. تمرینات فرانکل، یکی از روش‌های هدفمند برای بهبود تعادل و هماهنگی است که، به مدت ۸ هفته اجرا شد. در گروه با دستکاری قیود تکلیف، حرکات با تعدیل ابزار و تغییر شدت تمرین طراحی شدند. تعادل با دستگاه وی‌بالانس برد و کیفیت زندگی با پرسشنامه SF-36 ارزیابی شد. نرمال بودن داده‌ها با آزمون شاپیرو&amp;amp;ndash;ویلک و اثرات درون‌گروهی و بین‌گروهی با تحلیل واریانس مختلط و آزمون تی وابسته بررسی شد.یافته‌ها: گروه تمرینات فرانکل با دستکاری قیود تکلیف نسبت به دو گروه دیگر، در انحراف معیار جابجایی مرکز فشار در محور مرکزی&amp;amp;ndash;جانبی و همچنین کیفیت زندگی شرکت‌کنندگان در این گروه نیز بهبود معناداری داشت. نتیجه‌گیری: تمرینات فرانکل همراه با دستکاری قیود تکلیف می‌تواند مؤلفه‌های خاصی از تعادل و کیفیت زندگی سالمندان را بهبود بخشد و به‌عنوان مداخله مؤثر در پیشگیری از سقوط و ارتقای عملکرد سالمندان مورد توجه قرار گیرد.واژگان کلیدی: تعادل، تمرینات فرانکل، سالمند، قیود تکلیف، کیفیت زندگی</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی تمرینات ژیمناستیک رشدی و هنری بر هماهنگی و توسعه مهارت های حرکتی پسران 5 تا 7 سال</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_4991.html</link>
      <description>هدف تحقیق حاضر طراحی برنامه تمرینی ژیمناستیک رشدی و مقایسه اثربخشی تمرینات ژیمناستیک رشدی و هنری بر هماهنگی و مهارت های حرکتی پسران 5 تا 7 سال بود. در این پژوهش نیمه تجربی تعداد 30 نفر از پسران 5 تا 7 سال بدون سابقه تمرینی به صورت در دسترس انتخاب و پس از انجام پیش آزمون به طور تصادفی در دو گروه ژیمناستیک رشدی و هنری تقسیم شدند. به منظور سنجش مهارت های حرکتی از ابزار TGMD3 و برای سنجش هماهنگی حرکتی از ابزار KTK استفاده شد. پس از انجام هشت هفته تمرین (3 جلسه در هر هفته)، هر جلسه به مدت یک ساعت، از گروه ها پس آزمون گرفته شد. جهت تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و برای مقایسه نمرات هر دو گروه از تحلیل کواریانس استفاده شد. با توجه به نمرات هر دو گروه در پس آزمون با کنترل نمرات پیش آزمون، مشخص شد که هر دو پروتکل تمرینی باعث رشد معنادار هماهنگی حرکتی و مهارت های حرکتی بنیادی شده است (P&amp;amp;lt;0.05). اما گروه ژیمناستیک رشدی در متغیر هماهنگی حرکتی و خرده مقیاس دستکاری مهارت های حرکتی نسبت به گروه ژیمناستیک هنری عملکرد بهتری داشت (P&amp;amp;lt;0.05). اما در متغیر جابه جایی مهارت های حرکتی تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده نشد (P&amp;amp;gt;0.05). نتایج این تحقیق نشان داد مربیان بهتر است از تمرینات ژیمناستیک رشدی در این سنین استفاده کنند تا ورزشکارانی با رشد مهارت های حرکتی بهتر و هماهنگی بالاتری را پرورش دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رقابت به عنوان راهبرد اساسی یادگیری حرکتی در دختران نوجوان دارای اختلال نقص توجه/بیش‌فعالی (ADHD)</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_5012.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف مقایسه تأثیر محیط‌های تمرینی رقابتی و غیررقابتی بر اکتساب و یادداری مهارت پرتاب آزاد بسکتبال در دختران نوجوان دارای اختلال نقص‌توجه/بیش‌فعالی (ADHD) انجام شد. شرکت‌کنندگان شامل ۳۲ دختر نوجوان بودند که به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و بر اساس شدت علائم ADHD که به وسیله پرسشنامه والدین کانرز ارزیابی شدند در دو گروه رقابتی (۱۵ نفر) و غیررقابتی (۱۷ نفر) قرار گرفتند. هر دو گروه طی ۱۰ جلسه تمرینی، در هر جلسه ۱۵ پرتاب آزاد را در محیط‌های تمرینی ویژه خود انجام دادند. عملکرد مهارت پرتاب آزاد در مراحل پیش‌آزمون، آزمون‌های اکتساب، یادداری فوری و یادداری تأخیری اندازه‌گیری شد. برای تحلیل داده‌ها از تحلیل واریانس با اندازه‌گیری‌های تکراری در سطح معناداری 05/0 و با استفاده از نرم‌افزار SPSS بهره گرفته شد. نتایج نشان داد عملکرد گروه رقابتی در مراحل اکتساب، یادداری فوری و یادداری تأخیری به‌طور معنی‌داری (P &amp;amp;lt; 0.05) بهتر از گروه غیررقابتی بود. اگرچه عملکرد گروه غیررقابتی در جلسات ابتدایی مرحله اکتساب تا حدودی مشابه گروه رقابتی بود، اما در جلسات میانی و پایانی این مرحله و همچنین در آزمون‌های یادداری، کاهش چشمگیری نشان داد و تقریباً به سطح پیش‌آزمون بازگشت. این الگو بیانگر آن است که محیط تمرینی رقابتی می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در بهبود عملکرد و تثبیت یادگیری مهارت‌های ورزشی، به‌ویژه پرتاب آزاد بسکتبال، در نوجوانان دختر دارای ADHD داشته باشد. این یافته‌ها دارای پشتوانه‌های نوروفیزیولوژیک بوده و می‌توانند در طراحی محیط‌های تمرینی مؤثر برای آموزش مهارت‌های ورزشی به افراد دارای ADHD مورد استفاده قرار گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه رفتار خیرگی بین ورزشکاران و غیرورزشکاران در طول یک تکلیف بصری پویا</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_5013.html</link>
      <description>هدف از اجرای این مطالعه مقایسه رفتار خیرگی (تعداد تثبیت‌، ساکاد و مدت‌زمان تثبیت) در دانشجویان ورزشکار و غیرورزشکار طی یک تکلیف بصری پویا بود. روش پژوهش علی&amp;amp;ndash;مقایسه‌ای بود. ۸۹ دانشجوی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی (۴۵ ورزشکار و ۴۴ غیرورزشکار) با دامنه سنی 18 تا 26 سال به صورت دردسترس در این تحقیق شرکت کردند. شرکت‌کنندگان یک هدف بصری متحرک 20 ثانیه‌ای را با پنج سرعت مختلف ( 20 تا 100 درجه بر ثانیه) مشاهده کردند که شامل حرکات موج‌مانند مثلثی‌ منظم به‌صورت افقی بود. حرکات چشمی آن‌ها با استفاده از دستگاه EyeLink 1000 Plus با نرخ نمونه‌برداری 500 هرتز ثبت شد. داده‌های چشم با استفاده از نرم‌افزار DataViewer تحلیل شدند. در تحلیل آماری داده‌ها و مقایسه دو گروه، از آزمون تی مستقل برای داده‌های نرمال و آزمون یو من-ویتنی برای داده‌های غیرنرمال استفاده شد. برای تحلیل از نرم‌افزار SPSS نسخه 26 استفاده شد و سطح معناداری 0.05 در تمامی آزمون‌ها در نظر گرفته‌شد. نتایج نشان داد که تعداد ساکادها (p=0.003) و تعداد تثبیت‌ها (p=0.002) در گروه غیرورزشکار به‌طور معناداری بیشتر از گروه ورزشکار بود، درحالی‌که مدت‌زمان تثبیت تفاوت معناداری بین دو گروه نداشت (p=0.488). این یافته‌ها نشان‌دهنده استراتژی‌های جستجوی بصری کارآمدتر در ورزشکاران است که احتمالاً به دلیل تجربه ورزشی گسترده و پردازش سریع‌تر اطلاعات بصری حاصل می‌شود. نتایج این مطالعه می‌تواند به طراحی برنامه‌های آموزشی هدفمند برای ارتقای مهارت‌های بصری ورزشکاران کمک کند و زمینه‌ساز تحقیقات آینده در تکالیف بصری پیچیده‌تر و واقعی‌تر باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر تمرینات بیوفیدبک مبتنی بر تغییرپذیری ضربان قلب بر اضطراب، توجه و عملکرد ورزشکاران تیر وکمان</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_5014.html</link>
      <description>عملکرد موفق در ورزش‌های رقابتی نیازمند ترکیب هماهنگ عوامل شناختی، روانشناختی و عملکردی است که این تعامل پیچیده نیازمند مداخلات جامع روان‌فیزیولوژیک می‌باشد. هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر آموزش بیوفیدبک تغییرپذیری ضربان قلب بر کاهش اضطراب، توجه و ارتقای عملکرد حرکتی در ورزشکاران تیراندازی بود. یک مطالعه تصادفی با طرح پیش‌آزمون&amp;amp;ndash;پس‌آزمون بر روی ۶۰ ورزشکار انجام شد (۳۰ نفر در گروه HRVB و ۳۰ نفر در گروه کنترل). گروه آزمایش تحت 10 جلسه آموزش HRVB قرار گرفت و گروه کنترل بدون مداخله باقی ماند. شاخص‌های اضطراب با استفاده از پرسشنامه اضطراب بک، عملکرد شناختی با آزمون‌ کنترل توجه و بازداری فلانکر و عملکرد تیراندازی به کمک ارزیابی‌های استاندارد اندازه‌گیری شدند. داده‌ها با تحلیل کوواریانس (ANCOVA) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که گروه HRVB کاهش معناداری در سطح اضطراب (P &amp;amp;le; 0.01) و بهبود معنادار در متغیرهای شناختی شامل زمان پاسخ و کنترل بازداری (P &amp;amp;le; 0.05) نسبت به گروه کنترل داشت. همچنین، عملکرد تیراندازی گروه آزمایش به طور معناداری بهتر از گروه کنترل بود (P &amp;amp;le; 0.01). این نتایج نشان‌دهنده تأثیر همزمان HRVB بر سیستم تنظیم روان‌فیزیولوژیک است که عملکردهای هیجانی، شناختی و حرکتی را به طور یکپارچه بهبود می‌بخشد. در کل، نتایج این مطالعه حاکی از پتانسیل HRVB به عنوان یک مداخله جامع برای بهبود عملکرد ورزشی است و مطالعات آینده باید اثرات پایدار آن را بررسی کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عنوان مقاله: تأثیر تمرینات کالیستنیکس و تمرینات مقاومتی سنتی بر انگیزش مشارکت ورزشی زنان میانسال دارای اضافه‌وزن</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_5015.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف مقایسه تأثیر تمرینات کالیستنیکس و برنامه مقاومتی سنتی بر انگیزش مشارکت ورزشی و ابعاد آن در زنان انجام شد. این مطالعه نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون&amp;amp;ndash;پس‌آزمون و دو گروه آزمایشی بود. جامعه آماری پژوهش شامل زنان ۳۰ تا ۴۰ ساله با شاخص توده بدنی بین ۲۵ تا ۳۰ در شهر اصفهان بود که از میان آنان، ۶۰ نفر به‌صورت هدفمند انتخاب و سپس به‌طور تصادفی در دو گروه ۳۰ نفره (کالیستنیکس و تمرین مقاومتی سنتی) تقسیم شدند. هر گروه به مدت ۸ هفته، سه جلسه هفتگی و هر جلسه ۷۵ دقیقه تمرینات اختصاصی خود را انجام داد. داده‌ها با پرسشنامه استاندارد انگیزش مشارکت ورزشی (PMQ) جمع‌آوری شد و تحلیل آماری شامل شاخص‌های توصیفی، آزمون تی زوجی، تحلیل کوواریانس و آزمون بنفرونی انجام گرفت.نتایج نشان داد هر دو گروه پس از مداخله افزایش معناداری در انگیزش مشارکت ورزشی و ابعاد آن داشتند (p &amp;amp;lt; 0.001) با این حال میانگین نمرات پس‌آزمون گروه کالیستنیکس به‌طور چشمگیر بالاتر بود. تحلیل ANCOVA نشان داد تمرینات کالیستنیکس در بهبود انگیزش مشارکت ورزشی ۴۹٪ مؤثرتر و در تمامی ابعاد مشارکت اثرگذاری بیشتری داشت. آزمون بنفرونی تفاوت میانگین تعدیل‌شده گروه‌ها را تأیید کرد .(p &amp;amp;lt; 0.05) بنابراین ، به نظر می‌رسد تمرینات کالیستنیکس نسبت به برنامه‌های مقاومتی سنتی اثربخشی بیشتری در افزایش انگیزش مشارکت ورزشی و ابعاد آن در زنان دارد و می‌تواند به‌عنوان روشی مؤثر برای ارتقای مشارکت ورزشی توصیه شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر دو نوع تمرین ذهن &amp;ndash; بدن بر اعتماد به تعادل، سرعت راه‌رفتن و عملکرد تعادل در زنان سالمند مبتلا به اختلال شناختی خفیف</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_5016.html</link>
      <description>هدف این پژوهش مقایسه تأثیر دو نوع تمرین ذهن - بدن (پیلاتس و یوگا) بر اعتماد به تعادل، سرعت راه‌رفتن و عملکرد تعادل سالمندان مبتلا به اختلال شناختی خفیف بود. پژوهش حاضر از نوع پژوهش‌های نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون بود. از میان سالمندان ساکن در مراکز روزانه سالمندان شهر تبریز، سی و چهار نفر 60 تا 70 ساله به‌صورت در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه تمرینی پیلاتس و یوگا قرار گرفتند. شرکت‌کنندگان بعد از پیش‌آزمون، 8 هفته (هر هفته سه جلسه‌ی تقریباً ‌یک ساعتی) تمرین کردند. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های تحلیل واریانس مرکب و t مستقل و با نرم‌افزار SPSS-27 تجزیه و تحلیل شد. سطح معنی‌داری p&amp;amp;le;0.05 بود. نتایج نشان داد تأثیر بهبود دهنده تمرین‌های پیلاتس و یوگا بر اعتماد به تعادل، سرعت راه رفتن و عملکرد تعادل تحت شرایط تکلیف دوگانه شناختی و حرکتی معنادار بود. بین میانگین نمره دو گروه تمرینی در متغیرهای تحقیق تفاوت معناداری مشاهده نشد (p&amp;amp;le;0.05). بر اساس یافته‌های این پژوهش از هر دو شیوه تمرینی ذهن - بدن پیلاتس و یوگا می‌توان برای بهبود اعتماد به تعادل، سرعت راه‌رفتن و عملکرد تعادل تحت شرایط تکلیف دوگانه شناختی و حرکتی سالمندان زن مبتلا به اختلال شناختی خفیف استفاده کرد. تمرین‌های پیلاتس و یوگا، روش‌هایی غیرتهاجمی، غیردارویی، کم‌هزینه و آسان برای بهبود عملکرد حرکتی، اعتماد به تعادل و عملکرد تعادل هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر تمرین مربع گام‌برداری بر توجه و حافظه کاری کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه- بیش فعالی: مطالعه‌ای با آزمون پیگیری</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_5017.html</link>
      <description>هدف: اختلال نقص توجه-بیش‌فعالی یکی از شایع‌ترین اختلالات عصبی-رشدی در دوران کودکی است که با مشکلاتی در توجه و حافظه کاری همراه می‌باشد. هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر یک دوره تمرین مربع گام‌برداری بر بهبود توجه و حافظه کاری کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه-بیش‌فعالی بود. مواد و روش ها: تحقیق از نوع نیمه تجربی بود که بر روی 36 دانش‌آموز پسر ۷ تا ۹ سال مبتلا به اختلال نقص توجه-بیش‌فعالی انجام شد. افراد به‌طور هدفمند انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه تجربی (16 نفر) و کنترل (۱۸ نفر) قرار گرفتند. گروه تجربی به مدت هشت هفته به انجام تمرینات پرداخت و گروه کنترل مداخله‌ای در این مدت دریافت نکرد. هر دو گروه در پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری شرکت کردند. از آزمون عملکرد پیوسته برای سنجش توجه پایدار (خطای حذف) و توجه انتخابی (خطای ارتکاب)، از تکلیف برو/ نرو برای سنجش توجه انتقالی و از آزمون ان‌بک برای سنجش حافظه کاری (تعداد پاسخ صحیح) استفاده شد. یافته ها: نتایح آزمون تحلیل واریانس با اندازه‌های تکراری نشان داد گروه تجربی در متغیرهای توجه پایدار، توجه انتخابی، توجه انتقالی و حافظه کاری در پس‌آزمون و پیگیری به‌طور معناداری عملکرد بهتری نسبت به گروه کنترل داشت. همچنین، نتایج آزمون درون‌گروهی نشان داد عملکرد گروه تجربی بین پس‌آزمون و پیگیری تفاوت معناداری ندارد. نتیجه گیری: به نظر می رسد تمرین مربع گام‌برداری به عنوان یک روش مداخله‌ای شناختی- حرکتی می‌تواند شیوه‌ای مناسب جهت بهبود کارکردهای شناختی (توجه و حافظه کاری) در کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه-بیش‌فعالی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر تمرین افتراقی و تداخل زمینه ای بر دقت عملکرد، هماهنگی و جرک حرکت در ضربه گلف</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_5018.html</link>
      <description>هدف از پژوهش حاضر بررسی همزمان تاثیر دو روش تمرین افتراقی و تداخل زمینه‌ای بر مولفه هایی همچون دقت، هماهنگی و جرک حرکتی در ضربه گلف بود. پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل و گروه های تجربی بود. تعداد50 دانشجو دختر به صورت تصادفی در پنج گروه قرار گرفتند. شرکت کنندگان پس از پیش‌آزمون (اجرای یک بلوک دوازده کوششی)، بر اساس گروه بندی وارد مرحله اکتساب شدند و تکلیف ضربه گلف را طبق گروه بندی (اجرای 9 بلوک 24 کوششی) در یک جلسه تمرین کردند. 24 ساعت بعد از تمرین در آزمون های یادداری و انتقال شرکت کردند. برای جمع آوری داده‌های کینماتیک از هشت دوربین مادون قرمز و 17 عدد مارکر حساس به نور استفاده شد. تحلیل واریانس مرکب نشان داد در مرحله ی اکتساب تمامی گروه ها نسبت به مرحله پیش آزمون دقت بیشتری در رساندن توپ گلف به اهداف داشتند (05/0</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه فعالیت الکتریکی مناطق مختلف مغز در یادگیری آشکار و پنهان یک مهارت حرکتی در دختران جوان با کارکردهای اجرایی گرم</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_5019.html</link>
      <description>مهم‌ترین کار مربیان و معلمان ورزشی، آموزش مهارت‌های حرکتی است و مطالعه در حیطه یادگیری حرکتی، همواره در جستجوی کشف روش‌های بهتر آموزش، برای کمک به یادگیری مهارت‌ها بوده است. هدف تحقیق حاضر مقایسه فعالیت الکتریکی مناطق مختلف مغز در یادگیری آشکار و پنهان مهارت حرکتی در دختران جوان با کارکردهای اجرایی گرم بود. روش تحقیق حاضر از نوع نیمه تجربی، با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون بود که 24 دختر 14-12 ساله بصورت هدفمند بر اساس نمره آزمون کاگ‌لب انتخاب و در دو گروه یادگیری آشکار و یادگیری پنهان قرار گرفتند. در مرحله پیش‌آزمون افراد 15 پرتاب دارت داشتند و همزمان امواج مغزی با دستگاه الکترونسفالوگرافی ثبت شد. سپس هر دو گروه به مدت پنج روز متوالی جلسات تمرینی 60 دقیقه‌ای را پشت سر گذاشتند. هر آزمودنی در هر جلسه 120 تیر پرتاب کرد که این تعداد در چهار ست با یک دقیقه استراحت بین ست‌ها انجام شد. بعد از اتمام تمرینات، روز ششم آزمون یادداری و انتقال انجام شد. نتایج با استفاده از نرم‌افزار متلب، اس‌پی‌اس‌اس و اکسل در سطح معناداری 05/0 تحلیل شد. نتایج نشان داد که پاسخ بخش‌های مختلف سیستم عصبی در قالب انواع امواج مغزی در پنج منطقه مغز DLPFC، OFC، CF، Frontal، All Frontal به روش یادگیری پنهان معنادار بوده است. بنابراین مهارت‌هایی که در شرایط یادگیری پنهان آموخته می‌شوند، در طول زمان، ماندگاری بیشتری دارند و در برابر شرایط فشار روانی و شناختی پایدارترند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر محدودیت های مختلف تکلیفی بر بار ذهنی و عملکرد ورزشی بازیکنان در بازی در زمین های کوچک فوتبال</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_5035.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر قیود مختلف تکلیفی در بازی زمین‌های کوچک فوتبال بر بار ذهنی و عملکرد ورزشی بازیکنان بود. ماهیت پژوهش حاضر، از نوع نیمه تجربی بود. 24 بازیکن با میانگین سنی 49/0&amp;amp;plusmn;39/15 سال به صورت در دسترس انتخاب شدند. بازیکنان براساس سن و سابقه ورزشی به چهار گروه همگن تقسیم شدند. جلسات آزمایشی پژوهش در چهار روز متوالی برگزار شد و هر گروه در هر جلسه فقط یک نوع قیود تکلیفی (بازی آزاد، دوضرب، زمانبندی شده و پنج پاس) را در قالب بازی 3&amp;amp;times;3 و دو نیمه چهار دقیقه‌ای با 30 ثانیه استراحت انجام داد. در پایان، همه گروه‌ها هر چهار قیود تکلیفی را تجربه کردند. بار ذهنی با پرسشنامه ناسا تی ال ایکس و عملکرد بازیکنان با روش تحلیل فیلم بر مبنای فرم ارزیابی عملکرد ورزشی جمع‌آوری شد. از تحلیل واریانس با اندازه&amp;amp;lrm;های مکرر و نرم افزار اس‌پی‌اس‌اس23 برای تحلیل آماری استفاده شد. نتایج نشان داد قیود تکلیفی پنج پاس، دوضرب و زمانبندی شده باعث افزایش معنا‌دار نیازهای ذهنی و زمانی شدند. ، در عملکرد پاس، قید پنج پاس نسبت به بازی آزاد و زمانبندی شده اثر منفی داشت. در عملکرد دریبل، قید دو‌ضرب به طور قابل توجهی پایین‌تر از سایر قیود بود و در عملکرد شوت، قید زمانبندی شده نسبت به بازی آزاد عملکرد ضعیف تری به ثبت رساند. یافته‌ها نشان داد نوع قید تکلیفی تأثیر متفاوت و قابل توجهی بر بارذهنی و عملکرد بازیکنان دارد، بنابراین پیشنهاد می‌شود مربیان و معلمان براساس هدف تمرینی و ویژگی بازیکنان، قیود مناسب را انتخاب و اعمال کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر مداخلات بازی-محور بر بهبود شایستگی حرکتی ادراک‌شده و انگیزه مشارکت ورزشی در کودکان مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_5042.html</link>
      <description>چکیده
این مطالعه با هدف بررسی تأثیر مداخلات مبتنی بر بازی (شامل بازی‌های حرکتی هدفمند، گروهی و رشدی) بر بهبود شایستگی حرکتی ادراک‌شده و انگیزه برای مشارکت ورزشی در کودکان مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی DCD انجام شد. روش‌شناسی: مطالعه حاضر یک مطالعه نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل 30 پسر 8 تا 10 ساله مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی DCD در شهرستان میاندوآب بود که با استفاده از نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در یک گروه آزمایش (15 نفر) و یک گروه کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. مداخلات مبتنی بر بازی برای گروه آزمایش به مدت 18 جلسه (شش هفته، سه جلسه 45 تا 60 دقیقه‌ای در هر هفته) اجرا شد. این مداخلات شامل بازی‌های حرکتی ساختاریافته مانند ایستگاه‌های چابکی و سرعت، بازی‌های رله طناب و مانع، غلت زدن به جلو، پرش سه‌گانه، بازی‌های چهار مربعی و دویدن‌های رله تک پا و دو پا بود که برای بهبود مهارت‌های حرکتی پایه، تعامل اجتماعی و لذت طراحی شده بودند. داده‌ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره تحلیل شدند. یافته‌ها: نتایج نشان داد که مداخلات مبتنی بر بازی تأثیر معناداری بر بهبود شایستگی حرکتی ادراک‌شده داشته است (p&amp;amp;lt;0.05). همچنین انگیزه مشارکت ورزشی را در ابعاد جهت‌گیری گروهی، تخلیه انرژی، عوامل موقعیتی، دوستی و تفریح و سرگرمی در کودکان مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی افزایش داده است. (p&amp;amp;lt;0.05).</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش ابعاد مختلف چشم‌اندازهای زمانی در اجرا و یادگیری مهارت‌های پایه بسکتبال</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_5043.html</link>
      <description>مفهوم چشم‌اندازهای زمانی (TP)، در مقایسه با سایر حوزه‌ها در زمینۀ اجرا و یادگیری مهارت‌های ورزشی کمتر مورد توجه قرار گرفته‌است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش TP در اجرا و یادگیری مهارت‌های بسکتبال انجام شد. در همین راستا،۸۰ نفر از دانشجویان پسر دانشگاه لرستان در شهر خرم‌آباد، به‌صورت هدفمند به‌عنوان نمونۀ پژوهش انتخاب و به‌طور تصادفی در دو گروه کنترل و تجربی قرار گرفتند. برنامه تمرینی مهارت‌های بسکتبال به مدت ۱۶ هفته (سه جلسه در هفته و هر جلسه ۹۰ دقیقه) اجرا شد. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسش‌نامه TP زیمباردو و بویید (1999) و آزمون‌های مهارتی بسکتبال بود. داده‌ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه در نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۶  تحلیل شدند. نتایج تحلیل همبستگی، نشان داد که جهت‌گیری زمانی آینده (r= 0.59–0.73)، حال لذت‌گرا (r= 0.47–0.59) و گذشته مثبت (r= 0.54–0.69)، با عملکرد مهارت‌های بسکتبال در پس‌آزمون (شاخص اجرا) و یادداری (شاخص یادگیری)، ارتباط مثبت و معناداری دارند (p &amp;amp;lt; 0.01). در حالی‌که، حال تقدیرگرا  (r= -0.24–-0.36)، رابطه منفی و معناداری را نشان داد (p &amp;amp;lt; 0.05). همچنین، درحضور سایر ابعاد TP، تنها جهت‌گیری آینده به‌عنوان پیش‌بینی‌کنندۀ مثبت و معنادار عملکرد در پس‌آزمون (β = 0.47–0.62) و یادداری β = 0.48–0.58) باقی ماند (p &amp;amp;lt; 0.05). لذا، بهره‌گیری از برنامه‌های آموزشی و مداخله‌ای مبتنی‌برTP ، به‌ویژه با تأکید بر تقویت جهت‌گیری زمانی آینده و کاهش جهت‌گیری حال تقدیرگرا می‌تواند به‌عنوان یک رویکرد مکمل و مبتنی‌بر شواهد در جهت ارتقاء سطح اجرا و یادگیری مهارت‌های پایه بسکتبال مطرح شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی مقایسه‌ای تمرین های تکلیف دوگانه در مقابل تمرین‌های عملکردی بر کارکردهای اجرایی تصمیم محور و برنامه محور و عملکرد شناختی در سالمندان دارای سندرم حرکتی: کارآزمایی تصادفی کنترل شده</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_5104.html</link>
      <description>با افزایش سن، سندرم حرکتی در سالمندان به‌عنوان یک وضعیت چندبعدی، با اختلالات حرکتی و کاهش کارکردهای اجرایی و شناختی همراه است که می‌تواند منجر به افت استقلال عملکردی و کاهش کیفیت زندگی شود. این مطالعه به بررسی تأثیرات تمرین‌های تکلیف دوگانه و عملکردی بر کارکردهای اجرایی و عملکرد شناختی در سالمندان دارای سندرم حرکتی پرداخته و مقایسه‌ای میان این دو نوع تمرین انجام داده است. این مطالعه کاربردی به‌صورت نیمه تجربی با طرح پیش‌آزمون&amp;amp;ndash;پس‌آزمون همراه با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل 36 سالمند مرد 60 تا 75 سال مبتلا به سندرم حرکتی ساکن شهر قزوین بود که به‌صورت تصادفی در دو گروه تجربی (تمرین‌های عملکردی و تکلیف دوگانه) و یک گروه کنترل تقسیم شدند. به‌منظور ارزیابی کارکردهای اجرایی از مجموعه‌ای از آزمون‌های عصب‌شناختی استاندارد شامل آزمون استروپ (آزمون تداخل رنگ&amp;amp;ndash;واژه استروپ)، آزمون تغییر تکلیف (انعطاف‌پذیری شناختی) و آزمون حافظه کاری استفاده شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و اولویت بندی عوامل اثرگذار بر شایستگی حرکتی کودکان 7 الی 12 سال بر اساس مدل اجتماعی-بومشناختی برانفنبرنر: یک مطالعه کیفی با چرخش 360 درجه</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_5108.html</link>
      <description>شایستگی حرکتی کودکان تحت تأثیر لایه‌های متعدد محیطی شکل می‌گیرد، با این حال بیشتر مطالعات عوامل جداگانه را بدون چارچوب بوم‌شناختی جامع بررسی کرده‌اند. از این رو، پژوهش حاضر با استفاده از مدل اجتماعی-بوم‌شناختی برانفنبرنر (۱۹۹۷) و از طریق 40 مصاحبه‌ عمیق نیمه ساختاریافته از والدین (22 نفر)، معلمان (9 نفر) و مربیان ورزشی (9 نفر) به شناسایی و اولویت‌بندی عوامل اثرگذار بر شایستگی حرکتی کودکان پرداخته است. هسته این مدل، شامل ساختار بیولوژیکی و روانی کودک است. این ساختار تحت تاثیر میکروسیستم‌ها (ساختار محیط فیزیکی و اجتماعی کودک شامل خانواده، مدرسه، همسالان) قرار می‌گیرد. در لایه‌های بعدی مزوسیستم‌ها (تعامل بین دو یا چند میکروسیستم)، اگزوسیستم‌ها (شامل همسایگان، رسانه، خدمات اجتماعی،...)، ماکروسیستم (شامل باورها و دیدگاه‌های فرهنگی است) و کرونوسیستم (رویدادها یا تغییرات مهم در طول زندگی کودک) قرار دارند. بر اساس فراوانی گویه‌های استخراج شده، عوامل اثرگذار بر شایستگی حرکتی با استفاده از آزمون فریدمن اولویت‌بندی شد. نتایج نشان داد فراوانی گویه‌های مرتبط با لایه میکروسیستم مدل به طور معنی‌داری بیش‌تر از سایر لایه‌های مدل بود (p&amp;amp;lt;0.05). علاوه بر این پس از اولویت‌بندی گویه‌های لایه میکروسیستم به ترتیب تشویق و سرزنش کلامی و فیزیکی فرزندان به ورزش، زندگی در شهر یا روستا، میزان هم‌فکری و همکاری والدین با فرزندان، وجود یا عدم وجود هم‌بازی در محیط خانه و ... از عوامل مهم اثرگذار بر سطح شایستگی حرکتی کودکان شناسایی شدند. بر اساس نتایج این پژوهش، در عمل، مداخلات ارتقای شایستگی حرکتی کودکان باید ابتدا بر میکروسیستم (خانواده و مدرسه) به ویژه تشویق کلامی والدین و وجود همبازی متمرکز شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر تمرینات حرکتی-شناختی لایف کینتیک بر کارکردهای جسمانی، شناختی و روانی مرتبط با افتادن در بیماران مولتیپل اسکلروزیس</title>
      <link>https://mbj.ssrc.ac.ir/article_5119.html</link>
      <description>هدف: افتادن یکی از مشکلات چند وجهی در بیماران ام اس است. هدف پژوهش، تعیین اثر تمرینات حرکتی-شناختی لایف کینتیک بر کارکردهای جسمانی، شناختی و روانی مرتبط با افتادن در بیماران ام اس بود. مواد و روش ها: تحقیق از نوع نیمه تجربی بود. 30 بیمار با میانگین سنی 26/40 به صورت هدفمند انتخاب و در دو گروه تجربی و کنترل قرار گرفتند. گروه تجربی، به مدت هشت هفته در تمرینات لایف کینتیک شرکت کردند. هماهنگی اندام تحتانی، تعادل پویا، قدرت عضلانی، کارکردهای اجرایی، اضطراب و افسردگی، اعتماد به نفس و ترس از افتادن به ترتیب به وسیله‌ی آزمون های شش گام نقطه‌ای، عملکرد جسمانی کوتاه، دسته بندی کارت ویسکانسین، پرسشنامه اضطراب و افسردگی، مقیاس خودکارآمدی بیماران ام اس و مقیاس بین المللی اثربخشی سقوط اندازه‌گیری شد. داده‌ها با استفاده از روش آنالیز واریانس با اندازه‌های تکراری تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: اثر متقابل زمان در گروه بر نمرات هماهنگی، تعادل، قدرت عضلانی، کارکردهای اجرایی، اضطراب و افسردگی، اعتماد به نفس و ترس از افتادن معنادار مشاهده شد. نتایج آزمون تعقیبی نشان داد در مقایسه درون گروهی، میانگین امتیاز در گروه تجربی بعد از انجام تمرینات بطور معناداری بهتر از قبل تمرین بود و در بررسی بین گروهی عملکرد در گروه تجربی به‌طور معناداری بهتر از گروه کنترل بوده است. نتیجه گیری: به نظر می رسد استفاده از تمرینات حرکتی-شناختی لایف کینتیک که می توانند به طور همزمان بر ذهن و بدن تاثیر بگذارند و سبب بهبود کارکردهای مرتبط با افتادن در بیماران ام اس شوند، سودمند می باشد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
